ذبيح الله صفا

1112

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

گذرانيد تا در سال 1027 پس از بيست سال حكومت هرات و مقام بيگلربيگى و امير الامرايى خراسان درگذشت و در مشهد به خاك سپرده شد و « خلف صدقش حسن خان بجاى پدر منصوب گشته الكاء و قشون و منصب جليل - القدر امير الامرايى خراسان به او تفويض يافته بلوازم دارايى پرداخت » « 1 » حسن خان از سال 1027 ه تا پايان عهد شاه عباس ( 1038 ه ) و سپس تا بخشى از عهد شاه صفى ( 1038 - 1052 ه ) زنده و در سمت خود باقى بود و بعد ازو بفرمان شاه صفى پسرش عباسقلى خان بجايش نشست و او چندين سال از عهد شاه صفى ( م 1052 ) و شاه عباس ثانى ( م 1077 ) و شاه سليمان ( م 1105 ) را درك نموده و در مقام نيا و پدر برقرار بوده است چنان كه نصر - آبادى [ ص 22 ] كه گويا شرح حال او را در اواخر عهد شاه سليمان و اواخر عمر خود بر كتابش مىافزود ، نوشته است كه « الحال قريب سى و چهار سال است » كه حاكم هرات و بيگلربيگى خراسانست . با توجه به اين توضيح از يك سوى نادرستى گفتار آذر در آتشكده كه دوران حيات حسن خان شاملو را تا عهد شاه سليمان كشانيده است آشكار مىشود و از سوى ديگر معلوم مىگردد كه قول محمد عبد الغنى صاحب تذكرهء غنى در اينكه حسن خان بسال 1100 ( يكهزار و صد هجرى ) درگذشته درست نيست . و اما عباسقلى خان پسر حسن خان كه در سطرهاى گذشته ازو ياد كرده‌ام ، مانند پدر شاعرى غزلسرا بود ، در شعر عباس تخلص مىكرد ، شاعران را مىنواخت و با آنان معاشرت داشت ، اين دو بيت او شايستهء نقلست : تلخند بس كه آدميان در مذاق هم * لب خوش نمىكنند بشهد وثاق هم با هم مگوى خلق جهان متفق نيند * دارند اتفاق ولى در نفاق هم حسن خان شاملو به غير از لياقت در كار حكومت و امارت مردى خوش ذوق ، اديب ، شاعر ، خوشنويس و « در خط نستعليق مشهور عهد خود بوده » « 2 »

--> ( 1 ) - عالم‌آراى عباسى ص 942 . ( 2 ) - آتشكده ، ص 56 .